اتل متل یه مادر نحیف و زار و خسته…. با صورت حزین و دستای پینه بسته بپرس ازش تا بگه چجور میشه سوخت و ساخت…..با بیست هزار تومن پول اجاره خونه پرداخت اجاره های سنگین…..خرج مدرسۀ ما…..خرج معاش خونه….خرج دوای مینا بپرس ازش تا… بیشتر »
آرشیو برای: "شهریور 1398, 15"
شب میلاد امام حسین(ع) بود و ما در مسیر برگشت از هیئت بودیم. به منطقه ای رسیده بودیم که ماشین ها و کاروان های عروسی ظاهر مناسبی نداشتند. ناگهان پیشنهاد داد امر به معروف کنیم. من تعجب کردم و خواستم مانع شوم، اما او گفت فقط تذکر لسانی می دهیم و رد می شویم.… بیشتر »

آخرین نظرات